X
تبلیغات
پیکوفایل

پرسش وپاسخ


» ابن تیمیه خلوت زنان با میمون حرام است
» ارزوی عمر کاش گوسفند بودم و مرا میخوردند و به صورت... دفعم میکردند
» آرزوی ابوبکر ایکاش پشکل شتر بودم!
» سابقه ازدواج با محارم در فتوای بزرگان اهل سنت
» جهاد نکاح با محارم
» وظائف یک مسلمان در ماه مبارک رمضان، از منظر پیامبر اکرم(ص)
» چرا شیعیان در نماز بر مهر سجده می‌کنند؟
» نتیجه بی حرمتی به قبور اولیاء
» مولوی های سنی، مدعیان سکوت پیشه
» مفتی وهابی: نزدیکی با دختر 3 ساله هم جایز است!
» دشمنان زرنگ و دوستان ...
» آیا حجت بودن امام زمان (ع) مخالف آیه «رُسُلاً مُبَشِّرینَ وَ مُنْذِرینَ لِئَلاَّ یَکُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ» نیست؟
» آیا یزید شخصیت قابل دفاعی داشته است؟ فصل ششم2
» آیا یزید شخصیت قابل دفاعی داشته است؟ فصل ششم1
» آیا یزید شخصیت قابل دفاعی داشته است؟ فصل پنجم
» آیا یزید شخصیت قابل دفاعی داشته است؟ فصل چهارم 1
» آیا یزید شخصیت قابل دفاعی داشته است؟ فصل چهارم 2
» آیا یزید شخصیت قابل دفاعی داشته است؟ فصل سوم 2
» آیا یزید شخصیت قابل دفاعی داشته است؟ فصل سوم 1
» آیا یزید شخصیت قابل دفاعی داشته است؟ فصل دوم
» آیا یزید شخصیت قابل دفاعی داشته است؟
» دانلود فیلم مستند «لاشخوران دعوت ؛ خرمگسان معرکه»
» مساله شکایت جیش یمن
» شخصیت حقیقی عایشه
» سوالاتی که اهل سنت پاسخی برایش ندارند ج1 ب16
» سوالاتی که اهل سنت پاسخی برایش ندارند ج1 ب15
» سوالاتی که اهل سنت پاسخی برایش ندارند ج1 ب14
» سوالاتی که اهل سنت پاسخی برایش ندارند ج1 ب13
» سوالاتی که اهل سنت پاسخی برایش ندارندج1ب 12
» سوالاتی که اهل سنت پاسخی برایش ندارند 11
» سوالاتی که اهل سنت پاسخی برایش ندارند 10 باز نشر
» سوالاتی که اهل سنت پاسخی برایش ندارند 9 باز نشر
» سوالاتی که اهل سنت پاسخی برایش ندارند 8 باز نشر
» سوالاتی که اهل سنت پاسخی برایش ندارند 7 باز نشر
» سوالاتی که اهل سنت پاسخی برایش ندارند 6 باز نشر
» سوالاتی که اهل سنت پاسخی برایش ندارند 5 باز نشر
» سوالاتی که اهل سنت پاسخی برایش ندارند 4 باز نشر
» سوالاتی که اهل سنت پاسخی برایش ندارند 3 باز نشر
» سوالاتی که اهل سنت پاسخی برایش ندارند 2 باز نشر
» به مناسبت ...
» خدا در صحیح بخاری (بند شلوار خداوند)
» آیا زنا حدی دارد؟ دیدگاه ابوحنیفه در باره زنا
» عمر بن خطاب و احترام به حقوق زنان
» سوالاتی که اهل سنت پاسخی برایش ندارند جلد دوم سوالات 101-103
» سوالاتی که اهل سنت پاسخی برایش ندارند جلد دوم سوالات 96-100
» سوالاتی که اهل سنت پاسخی برایش ندارند جلد دوم سوالات 91-95
» سوالاتی که اهل سنت پاسخی برایش ندارند جلد دوم سوالات 86-90
» سوالاتی که اهل سنت پاسخی برایش ندارند جلد دوم سوالات 81-85
» سوالاتی که اهل سنت پاسخی برایش ندارند جلد دوم سوالات 76-80
» سوالاتی که اهل سنت پاسخی برایش ندارند جلد دوم سوالات 71-75


» سوالاتی که اهل سنت پاسخی برایش ندارند جلد دوم سوالات 66-70
» سوالاتی که اهل سنت پاسخی برایش ندارند جلد دوم سوالات 61-65
» سوالاتی که اهل سنت پاسخی برایش ندارند جلد دوم سوالات56-60
» سوالاتی که اهل سنت پاسخی برایش ندارند جلد دوم سوالات 51-55
» سوالاتی که اهل سنت پاسخی برایش ندارند جلد دوم سوالات 46-50
» سوالاتی که اهل سنت پاسخی برایش ندارند جلد دوم 41-50
» سوالاتی که اهل سنت پاسخی برایش ندارند جلد دوم سوالات 41-45
» سوالاتی که اهل سنت پاسخی برایش ندارند جلد دوم 36-40
» سوالاتی که اهل سنت پاسخی برایش ندارند جلد دوم سوالات 31-35
» سوالاتی که اهل سنت پاسخی برایش ندارند جلد دوم 26-30
» سوالاتی که اهل سنت پاسخی برایش ندارند جلد دوم 21-25
» سوالاتی که اهل سنت پاسخی برایش ندارند جلد دوم سوالات 16-20
» سوالاتی که اهل سنت پاسخی برایش ندارند جلد دوم سوالات 11-15
» سوالاتی که اهل سنت پاسخی برایش ندارند جلد دوم سوالات 6-10
» سوالاتی که اهل سنت پاسخی برایش ندارند جلد دوم سوالات 1-5
» سوالاتی که اهل سنت پاسخی برایش ندارند جلد دوم(بخش 2)
» سوالاتی که اهل سنت پاسخی برایش ندارند جلد دوم(بخش 1)
» کمپین بزرگ وبلاگ نویسی حضرت زهرا ء سلام الله علیها
» روایت هجوم ابوبکر به خانه فاطمه زهرا سلام الله علیها
» سوالاتی که اهل سنت پاسخی برایش ندارند جلد یکم
» سوالاتی که اهل سنت پاسخی برایش ندارند
» شرابخواری برخی از صحابه
» وهابیت و قضای نماز ها
» بررسی حکم لواط در فقه و عملکرد بزرگان اهل سنت
» مدارس دینی وهابیت محلی برای لواط
» فتاوای رسوا, محرمیت با شیر بز
» آیا گریه بر امام حسین (ع) بدعت است.
» آیا گریه بر امام حسین (ع) بدعت است. بخش سوم
» آیا گریه بر امام حسین (ع) بدعت است. بخش دوم
» آیا گریه بر امام حسین (ع) بدعت است. بخش یکم
» آیا روایت «من آذى علیا فقد آذانی» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
» متن خطبه غدیر با ترجمه
» عزاداری برای امام حسین حرام، ولی برای ولیهعد عربستان اشکالی ندارد.
» پشت پرده افسانه عبدالله بن سباء
» آیا عمر بن خطاب زاهد بوده است؟
» چرا گوشت خوک در اسلام حرام است؟
» فتاوای رسوا
» گفتگوی آنلاین و پاسخ به شبهات هر بعد از ظهر پنج شنبه
» آیا روایت معتبری مبنی بر ولادت امیر مؤمنان (ع) در کعبه وجود دارد ؟
» شکاف دیوار کعبه و تلاش وهابیها در مخفی نمودن آن!
» شهادت حضرت فاطمه (سلام الله علیها) افسانه نیست
» چکیده ماجرای یورش به خانه وحی
» قدرت نظامی خیره ‌کننده عربستان! و تهدید نظامی‌ایران
» مکتب ایرانی داد نمایندگان را هم دراورده است (نامه اعتراضی علی مطهری به احمدی نژاد)
» فتاوای رسوا بخش 1
» آل‌خلیفه برای سرکوب مردم بحرین دست به دامان تل‌آویو شد
» اعلام آمادگی بهائیت برای حمایت از وهابیت
» سوالاتی که اهل سنت پاسخی برایش ندارند 5
» عید نوروز بدعت یا مستحب
» سوالاتی که اهل سنت پاسخی برایش ندارند 4


» جنایات پیروان سقیفه به روایت تصویر
» این سر، به سودای محبت علی(ع) متلاشی شد!
» سالروز وفات کریمه اهل بیت حضرت معصومه علیهاالسلام تسلیت باد
» روایت « لو لا علی (ع) لهلک عمر » در چه منابعی آمده است؟
» آیا روایت «من أطاع علیا فقد أطاعنی» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
» توهین اللیهاری به مقام معظم رهبری
» سخنان عحیب وغریب قذافی (رهبر شکست نپذیر لیبی)
» گفتگو با خانم «م پ» جلسه سوم و چهارم
» گفتگو با خانم (م پ ) جلسه دوم (بخش دوم)
» گفتگو با خانم (م پ) جلسه دوم (بخش یکم)
» گفتگو با خانم (م پ) (جلسه اول بخش دوم)
» گفتگو با خانم (م پ) (جلسه اول بخش یکم)
» اینجا شیعه بودن جرم است!
» علت شهادت حضرت زهرا(س) و ماجرای سقط حضرت محسن (در منابع اهل سنت)
» زندگی‌نامه امام رضا علیه السلام
» معرفی کتاب
» آیا پیامبر اسلام (ص) مسموم از دنیا رفت ؟
» پاسخی به ادعای سنی نیوز در باره عدالت صحابه
» عایشه و دشمنی با امام مجتبی علیه السلام
» سید عبدالله بهبهانی و مخالفتش با تحریم تنباکو و قدر دانی یهود از وی
» مختصری از زندگی علامه شیخ محمد علی العمری
» عرض تسلیت
» تماشای فوتبال سینمایی برای زنان
» ختم بخاری برای شادی روح یعفور (نگاهی به «حدیث حمار یعفور»)
» شخصیت و عملکرد عبد الله بن زبیر در منابع اهل سنت
» آیا نام پدر حضرت مهدى (عج)، عبد الله بوده است؟ ب 1
» پاسخ به شبهاتی پیرامون تحریف قرآن، ازدواج موقت و خطبة البیان
» اثبات عدالت صحابه از منابع شیعی 1
» چرا امیرمؤمنان (علیه السلام) از همسرش دفاع نکرد؟
» تصاویر دست دادن زنان نقاب دار با یک وزیر وهابی
» نقش معاویه در شهادت رساندن امام حسین علیه السلام (جنایات معاویه )
» عزاداری و سینه زدن در منابع اهل سنت
» اهل البیت و اهتمام در بزرگداشت حادثه عاشورا( پیامبر و گریه بر امام حسین)
» تیمم و علم عمر 2
» محرم ماه غم و اندوه اهل البیت علیهم السلام
» تیمم و علم عمر 1
» تهمت به عایشه : شیعه یا سنی؟
» خاطرات حج (خدا حافظی)
» خاطرات حج (8) نخود آش از نوع وهابی ایرانی
» خاطرات حج (7) رضاعة الکبار یا ازدواج موقت
» خاطرات حج (6) تبرک به کوری چشم وهابیان
» خاطرات حج
» خاطرات حج (5) معنی ولایت
» خاطرات حج(4) آب زمزم
» خاطرات حج(3)
» خاطرات حج (2)
» خاطرات حج (1) توجیه المسائل و هابیت
» سلامی به طروات صبحگاه بقیع
» چه کسی غالی است ؟ شیعه یا سنی ؟
» آیا حدیث ثقلین بر وجود حضرت مهدى (ع) دلالت مى‌کند؟


» جایگاه عقل و مکتب تشیع
» به کشیش جونز بگوئید!
» اذان شیعه و سنی چه فرقی دارند و چرا؟(پرسش های شما پاسخ های ما)
» شهادت مولی الموحدین امیر المومنین علی علیه السلام
» چه کسی شراب خورده است؟ اعلان جنگ وهابیت در افغانستان و پاکستان بر علیه امیر المومنین علی (ع) - 2
» چه کسی شراب خورده است؟ اعلان جنگ وهابیت در افغانستان و پاکستان بر علیه امیر المومنین علی (ع) -
» سب و لعن از منظر قران، سنت و سیره صحابه(4) بخش پایانی
» سب و لعن از منظر قران، سنت و سیره صحابه(3)
» سب و لعن از منظر قران، سنت و سیره صحابه(2)
» سب و لعن از منظر قران، سنت و سیره صحابه (1)
» مومن قریش (ایمان ابوطالب) 4
» مومن قریش (ایمان ابوطالب)3
» مومن قریش (ایمان ابوطالب) 2
» مومن قریش (ایمان ابوطالب) 1
» این هم ولی امر اهل سنت
» پشت پرده عبدالله بن سباء (بخش آخر) نقش عایشه در قتل عثمان
» پشت پرده عبدالله بن سباء ( قسمت دوم بخش پنحم)
» نماز با دست باز یا بسته
» امامت از منظر شیعه
» فرار ملازهی از مناظره
» پشت پرده عبدالله بن سبا (5)
» چرا حضرت علی علیه السلام پس از آنکه به خلافت رسید فدک را به ورثه حضرت زهرا پس نداد؟!!(عربی)
» بانوی نمونه عالم هستی
» توهین به حضرت زهرا(س) در زاهدان
» پشت پرده عبدالله بن سبا (4)
» پشت پرده عبدالله بن سبا (3)
» پشت پرده عبدالله بن سبا (2)
» پشت پرده عبدالله بن سبا (1)
» سخنرانی ملا محمد شریف زاهدی در مورد تشرّف به مذهب تشیع 1387
» بهاریه
» الصلاة علی محمد وآله الطاهرین
» کودتای سقیفه بخش آخر
» مژده به دوستان
» کودتای سقیفه بخش هفتم پاسخ چهارم و پنجم
» در پاسخ به عبدالله
» یک بار بجستی ملخک
» 22 بهمن
» کودتای سقیفه بخش هفتم پاسخ سوم
» باز هم ازدواج موقت
» چرا پیامبر اسلام (ص) با عایشه و حفصه ازدواج کردند ؟
» کودتای سقیفه بخش هفتم (پاسخ دوم)
» کودتای سقیفه ادامه 2 بخش ششم
» کودتای سقیفه ادامه بخش ششم
» پیام مهم آیت الله وحید خراسانی به مناسبت فرارسیدن عید غدیر
» کودتای سقیفه ادامه بخش پنجم
» عید سعید قربان مبارک باد
» چهل حدیث نورانی از امام باقر علیه السلام
» پاسخی به فحش های اهل سنت
» پاسخ به یک شبهه(چرا حضرت علی علیه السلام فرزندانشان را به نام خلفاء اسم گذاری کردند)
» کودتای سقیفه بخش پنجم



آیا زنا حدی دارد؟ دیدگاه ابوحنیفه در باره زنا


 «أبو حنیفه» یکی از  ائمه چهار گانه فقهی اهل سنت به شمار می رود. هواداران سنی مذهب وی، که عبادات دینی خود را بر اساس اصول و مذهب فقهی او انجام می دهند، اکنون میلیون ها نفر در سراسر جهان هستند.

«سرخسی» از علمای سرشناس اهل سنت در صفحه 58 از جلد نهم کتاب خود تحت عنوان «کتاب المبسوط لشمس الدین السرخسی»،  از "أبوحنیفه" نقل کرده است که اگر در مقابل زنا اجرت و مبلغی مشخص شده باشد حدی بر مرد و زن نیست.

وی در این مطلب می نویسد: "... رجل استأجر امرأة لیزنی بها فزنی بها فلاحد علیهما فی قول أبی حنیفة" ترجمه: ... مردی زنی را برای زنا کردن اجاره کرد، با او زنا کرد، طبق گفته أبی حنیفه نباید بر آنان حد جاری شود".
 
 
چرا ابوحنیفه چنین فتوایی داده است؟
مسلما مشکل اساسی ابوحنیفه دوری از قران و عترت و پیروی از قیاس میباشد وی در این حکم به گفتار مشهور الحدود تدرآ بالشبهات یعنی اگر درجایی حدی بر کسی واجب شد اما شبهه ای هم در آن مساله بوجود آمد حد از شخص ساقط می شود.
در این ماسله نیز شبهه اجاره در زنا پیش میاید و حد زنا که حد اقل شلاق و حد اکثر سنگسار میباشد ساقط می شود.
در نتیجه این فتوا، دیگر باید حد الهی بر زنا را هرگز اجرا نکرد چون بلاخره پولی رد و بدل میشود و روسپی خانه ها هم هیچ مشکلی ندارند چون فاحشه ها را به اجاره میدهند.
شاید علتی که این همه در کشور های عربی حوزه خلیج فارس کاباره ها و روسپی خانه ها بصورت رسمی فعالیت میکنند همین فتوای ابوحنیفه باشد.
شاید اگر ابوحنیفه دقت میکرد در زنای مطروفه (بدون پول و اجرت)نیز حکم به عدم حد میداد زیرا در آن جا هم شبهه هبه پیش میاید؛ والحدود تدرا بالشبهات.
به نظر شما خوانندگان عزیز امروز اگر ابوحنیفه بود چه جایگاهی در میان همجنس گرایان و سکولار ها داشت؟ تمام زناکاران و زنازادگان پیرو مذهب او میشدند چون آنها هم حلال زاده به حساب میایند و حد اکثر قضیه را با وطی به شبهه ماست مالیزه میکند.
عجیب است، ازدواج موقت را که دستور قران و سنت نبوی است حرام و زنا میدانند ولی زنای صریح را جایز اعلان میکنند.

هرکه گریزد زخراجات شاه  خارکش غول بیابان شود.

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة اهل البیت.


 

آش نخورده دهن سوخته

 فرزند زورکی
( فرزند به مرد ملحق است حتی اگر با زنش همبستر نشده باشد)

 

ابن قدامه در کتاب المغنی ج 8 ص 64 می نویسد:

... اگر مردی با زنی در یک مجلس ازدواج کند سپس در همان مجلس قبل از آنکه مردم متفرق شوندآن زن  را طلاق دهد ، و آن زن  بعد از شش ماه از طلاق  فرزندی بدنیا آورد و یا اینکه مردی در شرق زنی را که در غرب زندگی میکند عقد کند و پس از شش ماه زن فرزندی بیاورد ، طبق فتوای مالک وشافعی فرزند به پدر ملحق نمیشود؛ اما بنا بر نظر و فتوا ی ابو حنیفه نسب ثابت است وفرزند به شوهر ملحق میشود اگر چه مرد یقین دارد که با زن نزدیکی نکرده است ، ( حتی اگر همدیگر را ندیده باشند ) .

نکته : طبق فتوا ی ابو حنیفه این فرزند حلال زاده است و  ارث هم میبرد ، حالا اگر هر گز آن زن را ندیده باشد.

شما را به خدا آیا این حکم مخالف با فطرت و غیرت انسانیت نیست کدام انسان با غیرت می پذیرد که زنی را که هرگز ندیده ای و تنها گناه تو این است که فقط او را عقد کرده ای ...

در در بعضی مناطق سنی نشین به این گونه فرزندان که بدون مجامعت بدنیا میایند رحمان بخشی میگویند (یعنی بخشش خدا ) بی چاره ها نمیدانند که دیوار خانه شان کوتاه است ( همسرانشان و دخترانشان دامن عفاف در بازار شهوت بر باد داده اند ...)

در ضمن تا به حال چیزی بنام سازمان حمایت از فاحشه ها نشنیده بودیم اما  این ابو حنیفه  به فکر آنها نیز هست .

شما تحلیل کنید که چرا ابو حنیفه چنین فتوا میداده؛ شاید از خانواده او ....

خلاصه می خواهی بخواه اگر هم نمی خواهی  ، دندت نرم ، چشمت کور؛ بچه مال خودته  چون پیرو این خرافات هستی حتی اگر آن زن را ندیده باشی  باید بچه راف نونشو بدی و با افتخار و عزّت بزرگش کنی چون ... هستی  دماغت بسوزه (اسمش راهم بگذار رحمان بخش ...)

بی چاره آن جوان سنّی به هزار زحمت و رنج دختری را انتخاب میکند که تا آخر عمر با او سر بر یک بالش بگذارد اما همسرش دختر که نیست بماند فرزند حرامزاده کسی دیگری را هم به گردن او می اندازد و این بی چاره از دو حال خارج نیست یا باید متدین و پایبند به اصول مذهبی اهل سنّت (بدعت) باشد که باید تا آخر عمر بسوزد و بسازد و آن زن به ریش  او بخندد و زنی که چنین باشد از کجا معلوم که در  آینده هنگامی که شوهر نیست امانت داری کند!؟
و یا هم دست از دین و مذهب بردارد و حیران گردد(مذهبی که بر خلاف طبیعت انسانی حکم میکند)

به جوانان با غیرت توصیه میکنیم که به آغوش اهل البیت باز گردند و از چشمه سار زلال معرفت سیراب شوند!
حافظ وظیفه تو پند گفتن است وبس
در بند آن مباش که نشنید یا شنید

 

- الولد یلحق بالزوج و إن لم یطأ امرأته !

( ... ولو تزوج رجل امرأة فی مجلس ثم طلقها فیه قبل غیبته عنهم ثم أتت امرأته بولد لستة أشهر من حین العقد أو تزوج مشرقی بمغربیة ثم مضت ستة أشهر وأتت بولد لم یلحقه وبذلک قال مالک والشافعی وقال أبو حنیفة یلحقه نسبه لأن الولد إنما یلحقه بالعقد ومدة الحمل ألا ترى أنکم قلتم إذا مضى زمان الإمکان لحق الولد وإن علم أنه لم یحصل منه الوطء ... )

( المغنی لابن قدامة / ج8 / ص64 / ط دار الفکر الأولى 1405هـ )

________________________________________

 

2- نگاه  به بدن عریان دختر و زن به بهانه خواستگاری

ابن حجر در کتاب فتح الباری - شرح صحیح بخاری- در باره نگاه به مرد به بدن بدن دختری به خواستگاریش میرود چنین نوشته :

...جمهور علماء گفته اند که اشکالی ندارد؛که مرد خواستگار به ب زن خواستگاری شده نگاه کند ، و گفته اند که به صورت و دستهایش نگاه نکند!!!؟ اوزاعی گفته است - اشکالی ندارد-  مرد تلاش کند و و به هر جای زن که میتواند (به جز عورت) نگاه کند ؛ ابن حزم گفته است که نگاه کند به جلو و دنبال (کنایه از تمام بدن) اما از احمد سه روایت است ( چون مبنای سنجش نظر احمد بن حنبل روایاتی است که در مسندش ذکر شده است)نظر اول مانند جمهور است ؛ نظر دوم انچه که از او(زن) ظاهر است ، روایت سوم اینکه میتواند به بدن برهنه  آن زن  نگاه کند، و جمهور نیز گفته اند که اگر بخواهد میتواند به بدن (برهنه) زن نگاه کند بدون اینکه از آن اجازه بگیرد!!!

قابل توجه دختر داران سُنّی!!!

مواظب خواستگاران باشید مخصوصا پیروان احمد بن حنبل !!!

توصیه ای به جوانان با غیرت که ندانسته دنبال پدران خود راه افتاده اند :

این است توصیه احمد بن حنبل و جمهور علماء اهل سنت ؛به خواستگاران خواهران شما !

 اینان اسلام را به هوای نفس خود تفسیر کرده اند تا به بدن دختران و ناموس مردم نگاه کنند و اگر هم کسی به آنان اعتراض کرد به راحتی میگویند من قصد خواستگاری دارم  ! شما را به خدا آیا خدا به این جهالت ها راضی است ؟ ؟؟

 

24- یجوز لخاطب الوهابیات أن ینظر إلیهن متجردات !

( ... قال الجمهور لا بأس أن ینظر الخاطب إلى المخطوبة قالوا ولا ینظر وجهها وکفیها وقال الأوزاعی یجتهد وینظر إلى ما یرید منها إلا العورة وقال ابن حزم ینظر إلى ما أقبل منها وما أدبر منها وعن أحمد ثلاث روایات الأولى کالجمهور والثانیة ینظر إلى ما یظهر غالبا والثالثة ینظر إلیها متجردة وقال الجمهور أیضا یجوز أن ینظر إلیها إذا أراد ذلک بغیر أذنها ... )

( فتح الباری / ج9 / ص149 ط دار إحیاء التراث - الرابعة )

أقول : کل یوم خطبة !

________________________________________


زنای با دیوانگان و نابالغ ها

زنای با دیوانه و پسر نابالغ حدی ندارد

1- زنی اگر با مرد دیوانه ای و یا پسر نابالغی زنا کند ! حدی بر دیوانه و آن پسر نیست...و همچنین بر آن زن نیز حدی نیست.

در کتاب الفقه علی المذاهب الاربعة /کتاب حدود/زنای عاقل با دیوانه /صفحه 1175.

2- ... و اگر زنی عاقله و بالغه از کودکی و یا دیوانه ای اطاعت کند و خود را(برای زنا) در اختیار او قرار دهد، حدی بر آن زن و کسی که با او نزدیکی کند نیست، چون حد  در صورتی بر مرد واجب میشود که زنا را درک کند..

نکته: قبول ؛مجنون و صبی عقل زنا ندارند و تکلیف و حدی بر آندو نیست ؛.

 چراکسی از اینان  نپرسیده: زن که عقل زنا دارد چرا بر او حدی نیست؟؟!!.

 

25- امرأة تُمکن نفسها لصبی أو مجنون فلا حد على من واقعها ... و لا علیها ؟!

فی قول الحنفیة تحت قسم ( زنا العاقل بالمجنون ) :

( .. و إذا أطاعت المرأة العاقلة البالغة صبیاً غیر بالغ ، أو مجنوناً و مکنته من نفسها فلا یجب علیها إقامة الحد و لا على من واقعها ، لأن الحد یجب على الرجل بعقل الزنا ... )

( الفقه على المذاهب الأربعة للجزیری / کتاب الحدود - زنا العاقل بالمجنون / ص1175 / الطبعة الأولى لدار ابن حزم - بیروت )

 

أقول : ألیست عاقلة مکلفة فعلى ماذا لا تُحد ؟! نشر للعهر و المجون لا أکثر .

________________________________________


3- زنای با انسان لال (کسی که از نعمت زبان بی بهره است) حدی ندارد!!!

جزیری در کتاب الفقه علی المذاهب الاربعة کتاب حدود - اقرار مرد و زن لال- صفحه 1189 نوشته است.

4- و اگر مردی اقرار کند که با زنی لال زنا نموده است  و یا زنی اقرار نمایدکه با مردی  لال زنا نموده است.
... ابو حنیفه  گفته است بر هیچ کدام حدی جاری نمی شود(نه بر زن و نه بر مرد - فاعل و مفعول- )

خدایا این قوم چه اندازه ظالم اند؛ بر بی چاره گانی که از  نعمت زبان بی بهره اند تجاوز شود و زنا کار حتی اگر اقرار کند، بازهم محکوم نمیشود.

 حالا شما عزیزان خوب فکر کنید که اگر لالی مستقیما به داد گاه مراجعه کند به خاطر بی زبانی چه بلایی که مقلدان ابی حنیفه که بر سرش نخواهند آورد...!!؟


26- لو أقر رجل بأنه زنى بخرساء أو أقرت امرأة بأنها زنت برجل أخرس ... أکمل العبارة بما تراه مصیبة :

 

( و من أقر بأنه زنا بامرأة خرساء ، لا تنطق ، أو أقرت امرأة بأنها زنت برجل أخرس.

الإمام أبو حنیفة رحمه الله - قال : لا یقام الحد على واحد منهما لوجود الشبهة التی تعدت إلى طرفه الآخر. )

( الفقه على المذاهب الأربعة للجزیری / کتاب الحدود - الإقرار على الأخرس أو الخرساء / ص1189 / الطبعة الأولى لدار ابن حزم - بیروت )

________________________________________


جهاد فی سبیل الشیطان

مجاهدین و زنای با کنیز غنیمت

در کتاب الفقه علی المذاهب الاربعه کتاب حدود -زنای مجاهد - ص 1196 نوشته است:

اگر مجاهدی به کنیزی که از غنائم جنگی است (قبل از تقسیم )تجاوز کند حدی بر او نیست - به خاطر شبهه عدم جریان حد در سرزمین حرب و حال جنگ- برای اینکه مبارز به لشکر دشمن نپیوندد .

نکته: مجاهدهر جنایتی که بکنند حدی بر او نیست چون مبادا به دشمن بپیوندد اینست سرباز و مجاهدی که مکتب خلفاء تربیت میکند و این فقه دست آنان را باز می گذازد تا هر جنایتی که دلشان می خواهد بکنند چون در زمان جنگ و نیز در سر زمین جنگ حد جاری نمیشود.

اما شما مقایسه کنید که علی (ع) در بحبوحه جنگ با اردوگاه منافقین - ناکثین ،قاسطین و مارقین- دشمنان اسلام به خاطر تخلف، یکی از فرماندهان و والیان را بدون هیچ گونه در نظر داشت مصالح دنیایی عزل میکند تا درس عبرتی برای دیگران باشد اما در برابر و قتی خالد بن ولید مرتکب زنای محصنه میشود او را خلیفه اول تبرئه میکند.

تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.


و تو خود حقیقت را از این نوشتار دریاب .


27- و فی جهادهم جنس أیضاً!

( إذا وطئ الجندی المجاهد جاریة من إماء المغنم قبل القسمة فلا یقام علیه الحد. لوجود شبهة حیث لا یقام حد فی أرض الحرب ، و لا فی حال الغزو ، حتى لا یلحق بالعدو. )

( الفقه على المذاهب الأربعة للجزیری / کتاب الحدود - زنا المجاهد / ص1196 / الطبعة الأولى لدار ابن حزم - بیروت )

أقول : تسابقوا إلى تورا بورا یرحمکم الله ... تسابقوووا !

________________________________________


فرندان بدون پدر حلال زاده اند!!

زنی که بدون شوهر حامله شود حدی بر او نیست.

درکتاب الفقه علی المذاهب الاربعه ، جزیری نوشته است :

نزد شافعیان در این مساله دو روایت است  که روایت روشن تر این است که بر زن (که بدون شوهر حامله شده )حدی و اجب نمیشود.


28- امرأة حامل لا زوج لها فلا حد علیها !

 

( الشافعیة : قالوا : عندهم روایتان : أظهرهما أنها لا یجب علیها الحد ، و إن لم تأت فی دعوى الاستکراه بأمارة تدل على صدقها ، و لم تأت فی دعوى الزوجیة ببینة ، لأن الحد لا یثبت إلا بشهود أو إقرار ، و لم یثبت هنا ، و لأن الحدود تسقط بالشبهات ، و هذه شبهة ، فمجرد الحمل لا یثبت به الحد ، بل لا بد من الاعتراف ، أو البینة. )

( الفقه على المذاهب الأربعة للجزیری / کتاب الحدود - ظهور الحمل على امرأة لا زوج لها / ص1193 / الطبعة الأولى لدار ابن حزم - بیروت )

 

أقول : لا تسألونا من أین حملت و من صاحب النطفة فلربما أعطاها الله کرامة السیدة مریم علیها السلام !

________________________________________

 

جواز  نزدیکی با یکی ازهمسران در برابر دیگز همسران الفقه علی المذاهب الاربعه / کتاب نکاح

 

29- وطء إحدى الزوجات أمام الأخریات على فراش واحد مکروه فقط !

 

( ... و مثل ذلک ما إذا کان فی سفر و معه زوجات و جمیعهن فی خیمة واحدة أو على فراش واحد فإنه یجوز ، و لکن یکره أن یطأ إحداهن أمام الأخرى و هی مستورة العورة ، أما إن کانت مکشوفة فإنه یحرم ، إذ لا یحل النظر إلى العورة ، ... )

( الفقه على المذاهب الأربعة للجزیری / کتاب النکاح - هل للزوج أن یجمع بین زوجاته فی بیت واحد وفی فراش واحد؟ / ص947 / الطبعة الأولى لدار ابن حزم - بیروت )

 

أقول : لیستروا عوراتهن و خذهم بالدور یا وهابی کسباق هجن.

________________________________________

 

حجاب و فقهای اهل بدعت(سنی)

پوشش زن دربرابر محارم (برادر ، دایی ، عمو  برادر زاده ، خواهر زاده ...):

کتاب الفقه علی المذاهب الاربعه /کتاب الصلاة - پوشش عورت در غیر نماز/ ص 112 نوشته است:

...و حد عورت (اعضایی که پوشیدن آنها واجب است ) برای زن در غیر از نماز از زانو تا ناف می باشد هنگامی گه در خلوت باشد یا در حضور محارمش و یا در حضور زنان مسلمان باشد ،پس برای زن جایز است که تمام بدنش را برهنه کند به جز از زانو تا ناف ...

سوال: حکمت ستر عورت در خلوت چیست؟!!! حتی حمام؟

طبق این فتوا دختر و زن جوان میتواند مقابل برادر و دایی و عموی و  نا پدری و چه جوان باشند ، چه پیر، چه خوب باشند ، چه بد عزب باشند و یا متاهل میتواند فقط با شورت پاچه دار ظاهر شود و تمام بدن اش را عرضه کند!!

نه به آن شوری شور نه به این بی نمکی!


30- لنسائهم أن یستروا فقط ما بین السرة و الرکبة و لهن أن یکشفن ما دون ذلک لمحارمهن !

2112395

( ... و حد العورة من المرأة الحرة خارج الصلاة هو ما بین السرة و الرکبة إذا کانت فی خلوة ، أو فی حضرة محارمها ، أو فی حضرة نساء مسلمات ، فیحل لها کشف ما عدا ذلک من بدنها بحضرة هؤلاء ، أو فی الخلوة ، ... )

( الفقه على المذاهب الأربعة للجزیری / کتاب الصلاة - ستر العورة خارج الصلاة / ص112 / الطبعة الأولى لدار ابن حزم - بیروت )

 

أقول : بذلک لها أن تکشف عن صدرها و تجلس بشورت إسلامی لا أکثر بین محارمها !!!

 

نزدیکی با میوه جات و اطفال

ارضای جنسی با خربزه و اکرنبج و ...(اعاذنا الله ...)

  •  ابن قدامه مَقدِسی حنبلی در کتاب المغنی به نقل از یکی از فقهاء سنی نوشته است :
  • 1- اگر زنی آلت پسری را که هنوز ده ساله نشده ،در خود! فرو کند! حدی بر او نیست .

 استدخالیات ( اکرنبجیات وبطیخیات و أمور أخرى )

31- المرأة تستدخل ذکر صبی !!!

 

نقل ابن قدامة المقدسی الحنبلی فی کتابه « المغنی » عن أحد فقهائهم ، ج9 ص54 الطبعة الأولى 1405 هـ ، دار الفکر - بیروت

( .. وکـذلک لـو استدخلت امــرأة ذکـر صـبی لم یبلـغ عشـرا لا حـد علیهـا .. )

 

أقول : یجب غرس المعرفة الجنسیة لدیهم منذ الصغر لینتجوا وهابیة أصیلین.

________________________________________

 

2- از مولوی ها بپرسید اکرنبج چیست؟؟

ابن قیم جوزیه در کتاب البدائع الفوائد جلد 4 صفحه 905/ در باره اکرنبج و طریقه استعمال آن چنین افاضه کرده است:

و اگر زنی شوهر نداشته باشد و شهوتش غلیان کند ، بعضی از اصحاب ما گفته اند ، جایز است آن زن برای اطفای شهوتش از « اکرنبج » استفاده کند، و آن چیزی است که از پوست به شکل آلت مرد ساخته میشود که زن آن را و یا چیزی شبیه آن  مانند خیار و کدو ...را در خود فرو میکند .

نکته: از حلال خدا (ازدواج موقت) فرار کرده اند گرفتار خربزه و خیار شده اند.!!!


32- ما قضیة الإکرنبج و الاستدخال؟!

ابن القیّم الجوزیة یخبرکم قائلاً :

( وإن کانت امرأة لا زوج لها واشتدت غلمتها فقال بعض أصحابنا یجوز لها اتخاذ الاکرنبج وهو شیء یعمل من جلود على صورة الذکر فتستدخله المرأة أو ما أشبه ذلک من قثاء وقرع صغار .. ) .

( بدائع الفوائد لابن قیم الجوزیة / ج 4 / ص 905 )

 

أقول : آخر المشاریع التجاریة الناجحة هی افتتاح محلات اکرنبج بأحجام مختلفة ! ( یُبقى بعیداً عن متناول الأطفال

 

3- منصور بن یونس بهوتی در کتاب کشف القناع  ج 6 /کتاب الحدود نوشته است:

... و اگر کسی برای ترس از زنا و یا ترس ازجانش ،با دستش با دستش استمناء کند چیزی ( گناهی ) بر او نیست...و حکم زن نیز همین است که  چیزی مثل آلت را استعمال کند...

می گوییم : اینان از کار های خدا که روزه را برای اطفاء شهوت و احتلام را برای بر طرف شدن شهوت اضافه قرار داده خبر ندارند.

 

( .. ومن استمنى بیده خوفا من الزنا أو خوفا على بدنه فلا شیء علیه ..... وحکم المرأة فی ذلک حکم الرجل فتستعمل أشیــاء مثــل الذکــر .. )

( کشف القناع - منصور بن یونس البهوتی الحنبلی / ج6 / کتاب الحدود / باب التعزیر / ط دار الکتب العلمیة الاولى 1418م ، وهی تعلیقة على متن وهو کتاب الإقناع للحجاوی الصالحی )

أقول : أنصفوهم ... یخافون على أبدانهم فما شأنکم أنتم ! .... اسم الله على ابدانهم ....


در کتاب الفروع  ابن مفلح مقدسی حنبلی نوشته است:

شارع مقدس روزه را بدل از ازدواج و احتلام راکنترل کننده شهوت قرار داده ، -اما- استمناء - به خاطر ترس از زنا جائز است و ... قول به کراهت نیز نقل شده است.و همچنین جایز است زن  چیزی شبیه آلت را استعمال کند


(درباره  استفاده زن ازاکرنبج و... ، ابن عقیل گفته است که نباید قیاس بین مرد وزن کرد.)این فتوا در کتاب المبدع فی شرح المقنع  ج 9 ص 107 نیز ذکر شده است.

( .. وقد جعل الشارع الصوم بدلاً من النکاح ، والاحتلام مزیلا لشدة الشبق مفتر للشهوة ، ویجوز خوف زنا ، وعنه : یکره .

والمرأة کالرجل فتستعمل شیئــاً مثل الذکـر ویحتمل المنع وعدم القیاس ، ذکره ابن عقیل )

( الفروع - محمد بن مفلح المقدسی الحنبلی / ج 6 / ص 120 / ط دار الکتب العلمیة 1418هـ الأولى

وفی ط عالم الکتب / ج6 / ص99 / 1985م / کذلک أیضا المبدع فی شرح المقنع / ج9 / ص107

 

در کتاب الانصاف« نوشته علی بن سلیمان المرداوی حنبلی ج 10 ص 252 چاپ دار احیاء التراث » نوشته است:

حکم زن در این مسأله (غلیان شهوت)مانند مرد است ، که چیزی شبیه آلت را استعمال می کند در هنگام ترس از وقوع در زنا و کار درست هم همین است...

و قاضی در ضمن این مسأله و قتی زن را ذکر میکند، گفته است:

در این کار  اشکالی نیست اگر زن قصد اطفاء شهوت و دوری از زنا را داشته باشد.

چند سال پیش در یکی از بیمارستان های یکی مناطق سنی نشین کاری داشتم که ناگهان ماشینی با سرعت وارد شد و خانمی را که روی برانکارد افتاده بود و ناله میزد، آوردند ، اورا به اتاق عمل بردند ... بعدا یکی از دوستان که در بیمارستان کار میکرد به من قضیه را گفت : زن بی چاره -طبق فتوای علمای اهل سنت - بادمجان استعمال کرده بود که بادمجان تاب نیاورده و داخل بدن این خانم شکسته بود ...

خدایا تو شاهدی که اینان حلال تورا حرام کرده اند و حرام تورا حلال کرده اند فقط برای دشمنی با اهل بیت پیامبرت اینان ازدواج موقت را منع میکنند ولی قضیه کنیز و الاغ و کدو را به زنان خود تعلیم میدهند.

سال گذشته دراخباراز انترنت خواندم که مردی انگلیسی به جرم انحراف جنسی باز داشت شد ! جرمش این بود که با دوچرخه اش... دادگاه اورا محکوم به پرداخت جریمه نمود ، شاید اگر بنده خدا ادعها میکرد که من سنی ام و مذهبم اجازه میدهد به خاطر احترام به مذاهب او را جریمه نمیکردند!

 

( حکم المرأة فی ذلک حکم الرجل ، فتستعمل شیئا مثل الذکر عند الخوف من الزنا ، وهذا الصحیح ، قدمه فی الفروع .

وقال القاضی فی ضمن المسألة لما ذکر المرأة قال بعض أصحابنا : لا بأس به إذا قصدت به إطفاء الشهوة والتعفف عن الزنا )

( الإنصاف / علی بن سلیمان المرداوی الحنبلی / ج 10 / ص 252 / ط دار احیاء التراث )

 

 

ابن حزم در کتاب المحلی ج 11 ص 390 چاپ دار الفکر نوشته است:

- در استعمال اکرنبج و...- گروهی رخصت داده اند چنانچه روایت کرده است مارا مفرج ابن اعرابی  حدیث گفت مارا عبد الرزاق لز این جریج از ...حسن بصری که او (حسن بصری) اشکالی نمی دید که زن چیزی را در خود فرو کند برای دور ماندن از زنا.


( وَرَخَّصَتْ فِیهِ طَائِفَةٌ - کَمَا نا حُمَامٌ نا ابْنُ مُفَرِّجٍ نا ابْنُ الْأَعْرَابِیِّ نا الدَّبَرِیُّ نا عَبْدُ الرَّزَّاقِ أَنَا ابْنُ جُرَیْجٍ أَخْبَرَنِی مَنْ أَصْدُقُ عَنْ الْحَسَنِ الْبَصْرِیِّ أَنَّهُ کَانَ لَا یَرَى بَأْسًا بِالْمَرْأَةِ تُدْخِلُ شَیْئًا , تُرِیدُ السِّتْرَ تَسْتَغْنِی بِهِ عَنْ الزِّنَى .)

( المحلى لإبن حزم / ج11 / ص390 / ط دار الفکر )

________________________________________


برای مردان خربزه و... توصیه میکنند

ابن قیم در کتاب البدائع و الفوائد ج 4 ص 905 می نویسد:

و اگر در خربزه سوراخی کند - و در آن فرو کند - و یا در عجین (چیزی نرم ، معجون و..) ویا ادیم  و سوراخی در مجسمه ( ماکت) ایجاد کند و در آن آلت خود را فرو کند ، بنا بر آنچه که ذکر کردیم این راحت تر از استمناء با دستش میباشد ،...

و احمد بن حنبل گفته است : در باره کسی که شهوت جماع بر او غلبه کند به حدی که نمیتواند خود را نگه دارد و می ترسد که بیضه هایش از شدت بترکد ؛ بچشد( یعنی  در ماه رمضان هم اگر باشد...)

... سپس گفته است برای او مباح است که افطار کند، چون او بر نفسش می ترسد و او مثل مریض است که بر جانش از تشنگی و مانند آن میترسد ...

باز هم بگوئید وهابیان  و اهل سنت میان زن و مرد حقوق تساوی قائل نیستند !!  این عین تساوی حقوق بین زن و مرد  است . همانگونه که به مرد خربزه و عجین و ماکت معشوقه توصیه میکنند، به زنان نیز اکرنبج و خیار و بادنجان توصیه میکنند . عجب مذهبی است !!!

 

33- وهل حقا البطیخ ... للرجال !!

( وإن قور بطیخة أو عجینا أو أدیما أو نجشا فی صنم إلیه فأولج فیه فعلى ما قدمنا من التفصیل قلت وهو أسهل من استمنائه بیده وقد قال أحمد فیمن به شهوة الجماع غالبا لا یملک نفسه ویخاف أن تنشق أنثیاه اطعم وهذا لفظ منا حکاه عنه فی المغنى ثم قال أباح له الفطر لأنه یخاف على نفسه فهو کالمریض یخاف على نفسه من الهلاک لعطش ونحوه وأوجب الإطعام بدلا من الصیام وهذا محمول على من لا یرجو إمکان القضاء فإن رجا ذلک فلا فدیة علیه والواجب انتظار القضاء وفعله إذا قدر علیه لقوله فمن کان منکم مریضا الآیة وإنما یصار إلى الفدیة عند الیأس من القضاء فإن أطعم مع یأسه ثم قدر على الصیام احتمل أن لا یلزمه لأن ذمته قد برئت بأداء الفدیة التی کانت هی الواجب فلم تعد إلى الشغل بما برئت منه واحتمل أن یلزمه القضاء لأن الإطعام بدل إیاس وقد تبینا ذهابه فأشبه المعتدة بالشهور للیأس إذا حاضت فی أثنائها )

( بدائع الفوائد لابن قیم الجوزیة / ج 4 / ص 905 )

أقول : لا تقولوا بأن الوهابیة لا یساوون بین الرجل و المرأة ، فها قد أعطیَ النساء الاکرنبج و عُوّضَ الرجال بالبطیخ ... أو العجین ... أو صنم !!!!!!!!

________________________________________

 

نزدیکی با مردگان!

1- استفاده زن از آلت مرد مرده و نزدیکی با زن مرده!

شربینی در الاقناع / ج 2/ ص 638/ چاپ دار الفکر / نوشته است.

و نزدیکی با مرده موجب حد- زنا - نمیشود.

در کتاب الحاشیة الدسوقی ج 4 ص 314 چاپ دار الفکر نوشته است:

...به خلاف اینکه زنی آلت مرد مرده ای غیر از شوهرش را در خود فرو کند پس حدی بر او نیست در آنچه که ظاهر است  چون زن لذتی نمیبرد (مثل جایی که زن با کودکی نزدیکی کند )

توجه: گفته اند چون لذتی ندارد حد ندارد !!؟

حالا اگر کسی معتاد به این گناه کبیره شد مانند زنانی که به فاحشه گری اعتیاد پیدا کرده اند و شاید هر روز با بیشتر از ده مرد همخوابی کنند و فقط هدفشان پول است طبق این قیاس ( اگرچه ابو حنیفه برای زنا در ازاء پول - حد - و مجازاتی قائل نیست)تمام فاحشه ها و جنایت کاران بدون ترس از خوردن حد آزادانه به جنایات خود ادامه میدهند . کافی است در دادگاه بگویند که ما لذت نبردیم تا طبق فتوای مفتیان بی دین،  حدّ ، از آنان بر طرف شود چون« الحدود تدرأ بالشبهات »


34- إدخال ذکر الأجنبی المیت و وطء المرأة المیتة :

( قال البلقینی ووطء المیتة لا یوجب الحد على الأصح... )

( الإقناع للشربینی / ج 2 / ص 638 / ط دار الفکر 1415هـ )

 (... وبخلاف إدخال امرأة ذکر میت غیر زوج فی فرجها فلا تحد فیما یظهر لعدم اللذة کالصبی )

( حاشیة الدسوقی / ج4 / ص 314 / ط دار الفکر )

أقول : فقر جنسی لم یجد لنفسه مفرّجاً إلا الأموات ...

 



 

شافعی و ازدواج با دختر از زنا

در کتاب المجموع محیی الدین نووی ج 16 ص 219  نوشته است :
اگر کسی با زنی زنا نمود و آن زن از او آبستن شد و دختر بدنیا آورد آیا این مرد میتواند با آن دختر (که از نطفه وی بواسطه زنا بوجود آمده ) ازدواج کند میگوید در این مساله اختلاف است  اما به فتوای شافعی این ازدواج اشکالی ندارد و فقط مکروه است سپس در باره اینکه چرا او حکم به کراهت کرده دو نظریه را نقل میکند و خودش نظریه دوم را می پذیرد.

1- مکروه است برای اینکه شاید آن دختر فرزند او از زنا باشد بنا بر این اگر بداند که او فرزندش میباشد ازدو.اج با او حرام است

2- مکروه است :برای اینکه با   حکم حرمت که نظر عده ایست نزدیک تر باشد.بنا بر این نظریه؛ حتی اگر بداند که آن دختر فرزند او از زنا میباشد باز هم ازدواج با او اشکالی ندارد.که نظر صحیح همین است.

همچنین در باره فرزندی که بواسطه لعان ، مرد از خود نفی میکند؛ اختلاف است که آیا مرد (پدری که دختر را از خود نفی نموده است )میتواند با ان دختر ازدواج کند یانه ؟
عده ای  گفته اند که ازدواج این مرد(ملاعن) با آن دختر اشکالی ندارد ....


المجموع - محیى الدین النووی - ج 16 - ص 219 - 223

 وإن زنى بامرأة فأتت منه بابنة فقد قال الشافعی رحمه الله أکره أن یتزوجها ، فان تزوجها لم أفسخ ، فمن أصحابنا من قال : إنما کره خوفا من أن تکون منه ، فعلى هذا إن علم قطعا أنها منه بأن أخبره النبی صلى الله علیه وسلم فی زمانه لم تحل له . ومنهم من قال : إنما کره لیخرج من الخلاف ، لان أبا حنیفة یحرمها ، فعلى هذا لو تحقق أنها منه لم تحرم ، وهو الصحیح ، لأنها ولادة لا یتعلق بها ثبوت النسب فلم یتعلق بها التحریم ، کالولادة لما دون ستة أشهر من وقت الزنا ، واختلف أصحابنا فی المنفیة باللعان ، فمنهم من قال : یجوز للملاعن نکاحها لأنها منفیة عنه فهی کالبنت من الزنا ، ومنهم من قال : لا یجوز للملاعن نکاحها لأنها غیر منفیة عنه قطعا ، ولهذا لو أقر بها ثبت النسب.
نکته : محیی الدین نووی کسی است که صحیح مسلم را نیز شرح نموده است و در نزد اهل سنت از اعتبار فراوانی بر خوردار است.

بررسی حکم لواط در فقه و عملکرد بزرگان اهل سنت


گرچه در بین مسلمانان هیچ کسی وجود ندارد که در حرمت لواط شکی داشته باشد و حتی در حکم و حد آن نیز در بین عامه مسلمانان افتاق است که باید لواط کار اعدام شود ولی وقتی به فقه اهل سنت که همگام با حکام ظالم جلو میرفته است مراجعه کنیم به وضوح میبینم که برای خوشایند حکام و نجات آنان از حدود الهی حکم قتل را به تعزیر یعنی در حد ده شلاق تغییر  داده و حتی گفته اند همیکنه طرف مورد شماتت قرار بگیرد و تنبیه شود کفایت میکند و از طرفی هم میگویند حاکم را باید نصیحت کرد و قیام بر علیه او جایز نیست؟؟!!

 

هیچ یک از بزرگان مذاهب اربعه اهل سنت این کار را جایز نمی داند ؛ زیرا جایز دانستن این عمل مخالفت صریح با نص آیات قرآن است . 

حنفیه انجام دهنده این کار را حد نمی زنند بلکه تعزیر می کنند :

اما در بین ایشان علمای مذهب حنفیه به تبعیت از ابو حنیفه برای انجام این کار ، شخص را حدّ نمی زنند ؛ بلکه او را طبق نظر حاکم تعزیر می نمایند : 

 مطلب فی حکم اللواطة ... فعند أبی حنیفة یعزر بأمثال هذه الأمور .

حاشیة رد المختار ابن عابدین حنفی ج 4 ص 191 

در مورد حکم لواط کردن ، در نزد ابو حنیفه برای مثل این کار شخص تعزیر می شود .

سغدی نیز از علمای حنفیه می گوید : 

حکم اللواطة بالرجال  : واما اللواط بالرجال فانه لیس فی التحریم کالجماع ولا یحرم شیئا

وحده کحد الزنا فی قول النخعی وابی یوسف ومحمد وابی عبد الله وفی قول ابی حنیفة لیس فیه حد وفیه التعزیر 

فتاوى السغدی ج1/ص269

حکم لواط با مردان ؛ اما لواط با مردان در حرمت مانند حرمت جماع (زنا) نیست ؛ و سبب حرام شدن کسی بر کسی نمی شود ؛ و حد آن در نظر نخعی و ابو یوسف و محمد و ابو عبد الله مانند حد زنا است ؛ اما به نظر ابو حنیفه در این کار حد جاری نمی شود ولی تعزیر می شود . 

عده ای از علمای شافعی نیز در بعضی موارد در این کار تعزیر می کنند و نه حد :


در این زمینه از ابن سهل ابی وردی که از مشهور ترین علمای شافعی است چنین نقل شده است که :

التلوط بالغلام المملوک : ذکر القاضی الحسین فی التعلیقة أنه حکی عن الشیخ ابن سهل وهو الأبیوردی کما هو مصرح به فی بعض نسخ التعلیقة وصرح به ابن الرفعة فی الکفایة أن الحد لا یلزم من یلوط بغلام مملوک له بخلاف مملوک الغیر ؛ قال القاضی وربما قاسه على وطء أمته المجوسیة أوأخته من الرضاع وفیه قولان انتهى . 

وهذا الوجه محکی فی البحر والذخائر وغیرهما من کتب الأصحاب لکن غیر مضاف إلى قائل معین وعلله صاحب البحر بأن ملکه فیه یصیر شبهة فی سقوط الحد ؛ والذی جزم به الرافعی تبعا لأکثر الأصحاب أنه لا فرق بین مملوکه وغیره ، نعم فی اللواط من أصله قول أن موجبه التعزیز . قال الرافعی : إنه مخرج من القول بنظیره فی إتیان البهیمة ، قال : ومنهم من لم یثبته

طبقات الشافعیة الکبرى ج4 ص45 

قاضی حسین در تعلیقه خویش آورده است که از شیخ ابن سهل ابی وردی نقل شده است که اگر کسی با غلام زرخرید خویش لواط کند حد نمی خورد ؛ اما اگر این غلام برای دیگری باشد ، حد خواهد خورد .

قاضی گفته است که شاید این مطلب را به خاطر قیاس با نزدیکی با کنیز مجوسی یا خواهر رضاعی گفته باشد ، زیرا در این موارد دو قول موجود است (یک قول حد و قول دیگر تعزیر) . 

و این احتمال در بحر و ذخائر و غیر آن نیز از کتب شافعیان نقل شده است اما گوینده معینی برای آن مشخص نشده است ؛ صاحب بحر علت این فتوا را آن می داند که ملکیت در این موارد سبب وجود شبهه شده و حد را ساقط می کند !!!

اما آنچه که رافعی و غیر او مانند بیشتر شافعیان بدان یقین پیدا کرده اند آن است که فرقی بین بنده زرخرید و غیر او وجود ندارد . 

بله در اصل لواط عده ای نظر دارند که موجب تعزیر است و نه حد .

رافعی گفته است که این کار مانند نزدیکی با حیوانات است و عده ای در آن حد جاری نمی کنند !!! 

عده ای از علمای حنبلی نیز در بعضی موارد تعزیر جاری می کنند و نه حد :

ابن قیم جوزیه ، معروفترین شاگرد ابن تیمیه و یکی از رهبران فکری عقیده سلفیه و از بزرگان حنابله می گوید : 

وقال ابن عقیل فی فصوله فإن کان الوطء فی الدبر فی حق اجنبیة وجب الحد الذى أوجبناه فی اللوط وعلى هذا فحده القتل بکل حالوإن کان فی مملوکه فذهب بعض اصحابنا أنه یعتق علیه وأجراه مجرى المثلة الظاهرة وهو قول بعض السلف

بدائع الفوائد ج4 ص908 

ابن عقیل در کتاب فصول خویش می گوید : اگر در پشت زن اجنبیه نزدیکی نماید ، حد لواط را خواهد خورد و کشته خواهد شد ؛ اما اگر در پشت بنده خویش چنین نماید ، عده ای از حنابله فتوا داده اند که بنده خود به خود آزاد خواهد شد (و حد نمی خورد) ؛ و این کار را در حکم قطع کردن عضو بنده به حساب آورده اند و این نظر عده ای از علمای سلف است .


تعزیر در نظر علمای اهل سنت چیست :

اما اینکه تعزیر در نظر علمای اهل سنت چیست  : تعزیر آن است که حاکم اگر بخواهد تنها بر او خشم بگیرد  و سپس او را ببخشد و اگر بخواهد او را از یک تا هفتاد ونه ضربه شلاق  می زند ؛ زیلعی حنفی در این باب می گوید : 

  فصل فی التعزیر   ... واجتمعت الأمة على وجوبه فی کبیرة لا توجب الحد أو جنایة لا توجب الحد  ثمّ هو قد یکون بالحبس وقدیکون بالصفع وبتعریک الآذان وقد یکون بالکلام العنیف أو بالضرب وقد یکون بنظر القاضی إلیه بوجه عبوس ولیس فیه شیء مقدر وإنما هو مفوض إلى رأی الإمام على ما تقتضی جنایتهم ... وکذا ینظر فی أحوالهم فإن من الناس من ینزجر بالیسیر ومنهم من لا ینزجر إلا بالکثیر وذکر فی النهایة التعزیر على مراتب تعزیر أشراف الأشراف وهم العلماء والعلویة بالإعلام وهو أن یقول له القاضی بلغنی أنک تفعل کذا وتعزیر الأشراف وهم الأمراء والدهاقین بالإعلام والجر إلى باب القاضی والخصومة فی ذلک وتعزیر الأوساط وهم السوقیة بالإعلام والجر والحبس وتعزیر الأخسة بهذا کله والضرب

تبیین الحقائق ج3 ص207 

فصلی در باب تعزیر : ... و امت اجماع دارند که تعزیر در گناهان کبیره ای است که موجب حد نمی گردد ؛ تعزیر می تواند با حبس باشد و یا اینکه به آرامی با کف دست بر پشت او بزند و یا اینکه گوش او را به درد آورد و گاهی نیز با کلام تند است یا با زدن و گاهی نیز با تندی نگاه کردن قاضی به شخص است ؛ و مقدار معینی ندارد ؛ و به نظر امام (حاکم شرع) محول می گردد که به حسب کاری که انجام داده اند ایشان را تنبیه کند ... و همچنین حاکم وضعیت مجرم نگاه می کند ، زیرا بعضی از مردم با تنبیهی کوچک ، ادب شده و بعضی به جز با تنبیه سخت ادب نمی گردند ؛ و در نهایه گفته است که تعزیر به حسب مراتب حالات مردم است ؛ تعزیر بزرگترین بزرگان که علما و سادات هستند و تعزیر ایشان به خبر دادن است !!! به این صورت که قاضی به او بگوید به من خبر رسیده است که تو چنین کرده ای !!! و تعزیر بزرگان که امرا و دهداران هستند به خبر دادن و کشاندن وی به سبب این جرم به در خانه قاضی و دادگاه است ؛ و تعزیر مردمان حد وسط که بازاریان هستند با اعلام و کشاندن به دادگاه و حبس است و تعزیر مردمان پایین دست با همه اینها و زدن .


حد اکثر تعزیر ده شلاق !!!

همچنین ایشان در صحاح خویش روایت دارند که حد اکثر تعزیر ده شلاق است : 

بخاری در صحیح خویش در کتاب المحاربین می گوید :

حدثنا عبد الله بن یوسف حدثنا اللیث حدثنی یزید بن أبی حبیب عن بکیر بن عبد الله عن سلیمان بن یسار عن عبد الرحمن بن جابر بن عبد الله عن أبی بردة رضی الله عنه قال کان النبی  صلى الله علیه وسلم  یقول لا یجلد فوق عشر جلدات إلا فی حد من حدود اللهحدثنا عمرو بن علی حدثنا فضیل بن سلیمان حدثنا مسلم بن أبی مریم حدثنی عبد الرحمن بن جابر عمن سمع النبی  صلى الله علیه وسلم  قال لا عقوبة فوق عشر ضربات إلا فی حد من حدود اللهحدثنا یحیى بن سلیمان حدثنی بن وهب أخبرنی عمرو أن بکیرا حدثه قال بینما أنا جالس عند سلیمان بن یسار إذ جاء عبد الرحمن بن جابر فحدث سلیمان بن یسار ثم أقبل علینا سلیمان بن یسار فقال حدثنی عبد الرحمن بن جابر ان أباه حدثه أنه سمع أبا بردة الأنصاری قال سمعت النبی  صلى الله علیه وسلم  یقول لا تجلدوا فوق عشرة أسواط إلا فی حد من حدود الله 

صحیح البخاری ج6 ص2512 ش 6456 تا 6458 باب کم التعزیز والأدب

رسول خدا می فرمودند : کسی نباید در غیر از حدی از حدود الهی بیش از ده ضربه شلاق بزند . 

مسلم نیز در صحیح خویش در کتاب الحدود شبیه همین روایت را می آورد :

صحیح مسلم ج3 ص1332 ش 1708 باب قدر أسواط التعزیر 

متاسفانه همین ساده انگاری در مورد حکم لواط سبب شده است که عده ای از عالم نمایان ایشان (که متاسفانه بعد از گذشتن چند سال از زندگیشان به عنوان علمای معروفی مطرح شدند) و نیز خلفایشان این کار را انجام داده و یا آن را جایز بدانند !!!


علمای اهل سنت متهم به این عمل شنیع :

    یحیى بن أکثم:

وی که از دشمنان ائمه بوده و مناظره او با امام جواد علیه السلام مشهور است ، در نظر بزرگان اهل سنت از امامان و علماء بلند رتبه به شمار می رود ؛ ابن کثیر در مورد او می گوید : 

کان یحیى بن أکثم من أئمّة السنّة ، وعلماء الناس و من المعظمین للفقه.

البدایة والنهایة ج 10 ص 316 

یحیی بن اکثم از امامان اهل سنت و از علمای مردم و از بزرگان فقه بود .

او از معروفترین قاضیان اهل سنت و از علمای بنام ایشان بود ؛ در مورد وی شیعه و سنی مطالب بسیار نقل کرده اند که تنها در این زمینه به کلمات علمای اهل سنت در مورد وی می پردازیم : 

ثعالبی : یحیی بن اکثم و بنی العباس لواط کارترین افراد عرب!!!

ثعالبی از علمای به نام اهل سنت و متوفای 420 کتابی در باره القاب مشهور دارد ؛ وی در این کتاب مشهورترین شخص در لواط را یحیی بن اکثم معرفی می کند و می گوید:

   لواط یحیى بن أکثم !!! أصله من مرو فاتصل بالمأمون ایام مقامه بها فاختص به واستولى على قلبه وصحبه إلى بغداد ومحله منه محل الأقارب أو أقرب .وکان متقدما فى الفقه وآداب القضاة حسن العشرة عذب اللسان وافر الحظ من الجد والهزل ولاه المأمون قاضى القضاة وأمر بألا یحجب عنه لیلا ولا نهارا وأفضى إلیه بأسراره وشاوره فى مهماته وکان یحیى ألوط من ثفر ومن قوم لوط وکان إذا رأى غلاما یفسده وقعت علیه الرعدة وسال لعابه وبرق بصرهوکان لا یستخدم فى داره إلا المرد الملاح ویقول قد اکرم الله تعالى أهل جنته بأن أطاف علیهم الغلمان فى حال رضاه عنهم لفضلهم على الجوارى فما بالى لا أطلب هذه الزلفى والکرامة فى دار الدنیا معهم 

ویقال إنه هو الذى زین للمأمون اللواط وحبب إلیه الولدان وغرس فى قلبه محاسنهم وفضائلهم وخصائصهم وقال إنهم باللیل عرائس وبالنهار فوارس وهم للفراش والهراش وللسفر والحضر فصدر المأمون عن رأیه وجرى فى طریقه واقتدى به المعتصم حتى اشتهر بهم وملک ثمانیة آلاف منهم وما کان بنو العباس یحومون حولهم اللهم إلا ما کان یؤثر عن محمد الأمین من استخدام الخصیان والعبث بهم دون فحول الولدان

ثمار القلوب فی المضاف والمنسوب ج1 156 ش 221 


در این گفت وگوئی که بین پلیس عراق واین وهابی دستگیر شده انجام شد ودر شبکه العراقیه هم پخش شد بعد از اعترافاتی از قتل شیعیان اهل بیت (ع) و ... أز إین آقا در نهایت فیلم سؤال میکنند که : آیا صحیح است که شما در مساجد ... عمل قوم لوط را انجام میدادید ؟ بعد أز سکوتی چند ثانیه ای میگوید : خدا أز تقصیراتمان بگذرد .. وأز أو طلب بخشش میکنیم ..

 

 

 

برای استماع اعتراف این وهابی :

 

 

http://uk.youtube.com/watch?v=yDPCY9zEUo8

 

 

عکس البانی :

 

 

 

عکس عثمان الخمیس :

 

 




  فتاوای رسوا بخش دوم


لواط در فقه اهل سنت

 

9- لواط یا همجنس بازی

محی الدین نووی مینوسد
عده ای از اهل ظاهر(حنبلی ها) گفته اند که بر مرتکب این عمل زشت چیزی نیست (حدی بر و جاری نمیشود)


9- و کذا اللواط

( وقال بعض أهل الظاهر لا شئ على من فعل هذا الصنیع )

( المجموع - محیى الدین النووی / ج 20 / ص23 / ط دار الفکر )


در کتاب الجواب الکافی لمن سأل عن الدواء الشافی ابن قیم چنین مینویسد:
و چون مفسده لواط از بزرگترین مفاسد است عقوبت دنیوی و اخروی آن نیز از عقوبات بزرگ است ؛

و در بین علماء اختلاف است که کدام آیا لواط عقوبت اش بیشتر است یا زنا و یا هردو مساوی اند ،سه قول است :


اما قول سوم

حاکم و ابوحنیفه فتوا داده اند که عقوبت لواط کمتر از زنا میباشد و تنها مجازات آن تعزیر است (کمتر از ده شلاق )


مدارس دینی یا مکان های همجنس بازی

وای بر این اسلام و این مولوی ها حالا معلوم میشود دلیل اینکه در مدارس دینی اهل سنت این همه لواط و تجاوزات به محصلین خورد سال زیاد است و چند سال پیش در پاکستان گند رسوایی های آنها بالا زد چیست؟! آنها به فتوای  ابو حنیفه عمل میکنند و  اگر هم گرفتار شدند کمتر از ده شلاق خلاص میشوند.


( ولما کانت مفسدة اللواط من أعظم المفاسد کانت عقوبته فی الدنیا والآخرة من اعظم العقوبات وقد أختلف الناس هل هو أغلظ عقوبة من الزنا أو الزنا أغلظ عقوبة منه أو عقوبتهما سواء على ثلاثة أقوال فذهب أبو بکر الصدیق وعلى بن أبی طالب وخالد بن الولید وعبد الله بن الزبیر وعبد الله بن عباس وخالد بن زید وعبد الله بن معمر والزهری و ربیعة بن أبی عبد الرحمن ومالک وإسحق بن راهویه والإمام أحمد فی أصح الروایتین عنه والشافعی فی أحد قولیه إلى أن عقوبته أغلظ من عقوبة الزنا وعقوبته القتل على کل حال محصنا کان أو غیر محصن وذهب عطاء بن أبی رباح والحسن البصری وسعید بن المسیب وإبراهیم النخعى و قتادة و الأوزاعى والشافعی فی ظاهر مذهبه والإمام أحمد فى الروایة الثانیة عنه وأبو یوسف ومحمد إلى عقوبته وعقوبة الزانی سواء .

وذهب الحاکم والإمام أبو حنیفة إلى أن عقوبته دون عقوبة الزانی وهى التعزیر قالوا لأنه معصیة من المعاصی لم یقدر الله ولا رسوله فیه حدا مقدرا ... )

( الجواب الکافی لمن سأل عن الدواء الشافی لابن القیم / ج1 / ص118 / ط دار الکتب العلمیة بیروت )

 

أقول : وهابیة یا وهابیة ... هیا إلى العمل ِ !

________________________________________


در طبقات الشافعیه مینویسد
10-  لواط با برادر خانم بجای خود همسر

(احمد بن علی ابوسهل البیوردی :یکی از ائمه بزرگ دنیا از حیث علم و عمل .که ادیب ابو المظفر محمد   بن احمد أبیوردی  در مختصر لطیف از او با نام نزهة الحفاظ ذکر مینماید ...(بعد از ذکر این همه فضیلت در باره او به فتوایش در باره لواط توجه نمائید)


1- لواط با غلام مملوک

قاضی حسین در تعلیقه نوشته است که نقل  شده است از شیخ ابن سهل که همان ابیوردی است  چنانچه در بعض نسخه های تعلیقه به آن تصریح شده است و در کتاب الکفایه ابن رفعة به ان تصریح نموده است :

حدی واجب نمیشود بر کسی که با مملوک خود لواط نماید .

قاضی گفته است که شاید قیاس کرده است به نزدیکی با کنیز مجوسی اش ویا خواهر رضاعی  که در این زمینه دو قول است (انتهی)


10- لا حد على من لاط غلامه قیاساً على أخته !

( أحمد بن علی أبو سهل الأبیوردی : أحد أئمة الدنیا علما وعملا . ذکره الأدیب أبو المظفر محمد بن أحمد الأبیوردی فی مختصر لطیف سماه نـهزة الحفاظ ذکر فیه أنه عزم على أن یضع تاریخ لنسا وکوفان وجیران وغیرها من أمهات القرى بتلک النواحی ، وأنه سئل فی عمل هذا المختصر لیفرد فیه ذکر الأئمة الأعلام ممن کان فی العلم مفزوعا إلیه وفی الروایة موثوقا به وقد طنت بذکره البلدان وغنت بمدحه الرکبان کفضیل بن عیاض ومنصور بن عمار وزهیر بن حرب وذکر فیه جماعة من الأئمة وأورد شیئا من حدیثهم وقال فی الشیخ أبی سهل إذ ذکره : کان من أئمة الفقهاء . سمعت جماعة من أصحابه یقولون : کان أبو زید الدبوسی یقول : لولا أبو سهل الأبیوردی لما ترکت للشافعیة بما وراء النهر مکشف رأس وحدثنی أبو الحسن علی بن عبد الرحمن الحدیثی وکان من أصحابه المبرزین فی الفقه أنه سمعه یقول : کنت أتبزز فی عنفوان شبابی فبینا أنا فی سوق البزازین بمرو ، رأیت شیخین لا أعرفهما فقال أحدهما لصاحبه : لو اشتغل هذا بالفقه لکان إماما للمسلمین . فاشتغلت حتى بلغت فیه ما ترى .

التلوط بالغلام المملوک : ذکر القاضی الحسین فی التعلیقة أنه حکی عن الشیخ ابن سهل وهو الأبیوردی کما هو مصرح به فی بعض نسخ التعلیقة وصرح به ابن الرفعة فی الکفایة :

أن الحد لا یلزم من یلوط مملوک له بخلاف مملوک الغیر .

قال القاضی : وربما قاسه على وطء أمته المجوسیة أو أخته من الرضاع وفیه قولان انتهى .


و این دیدگاه در کتاب البحر و الذخائر و دیگر کتابها نقل شده است اما مساله به گوینده مشخصی نسبت داده نشده است .ودر توجیه این فتوا صاحب البحر گفته است که شبهه ملک حد لواط را ساقط میکند .

ولی آنچه را که رافعی به پیروی از اصحاب ما  تاکید نموده است اینست که تفاوتی بین مملوک و غیرش نیست ؛
بله در  اصل در لواط یک قول اینست که موجب تعزیر است


وهذا الوجه محکی فی البحر والذخائر وغیرهما من کتب الأصحاب لکن غیر مضاف إلى قائل معین . وعلله صاحب البحر بأن ملکه فیه یصیر شبهة فی سقوط الحد . والذی جزم به الرافعی تبعا لأکثر الأصحاب أنه لا فرق بین مملوکه وغیره ، نعم فی اللواط من أصله قول أن موجبه التعزیز . قال الرافعی : إنه مخرج من القول بنظیره فی إتیان البهیمة ، قال : ومنهم من لم یثبته ).

( طبقات الشافعیة الکبرى/ ج4 / ص43 الى ص45 ت263 / ط دار هجرالثانیة 1992 )

 

أقول : نحمد الله أنهم لم یقولوا ( قیاساً على أمه ) !!

________________________________________

 

11- لواط با مملوک حدی ندارد

در کتاب بدائع الفوائد ابن قیم جوزی مینویسد

ابن عقیل در کتاب فصول اش گفته است : پس اگر نزدیکی از عقب باشد در حق زن بیگانه ای حد لواط بر او واجب میشود و بنا بر این در هر صورتی باید کشته شود  واگر با مملوک خودش باشد ؛بعضی از اصحاب ما بر این  نظر اند که بنده را آزاد مینماید و این حکم مثل حکم مثله کردن  است و این دیدگاه بعضی از سلف نیز هست .


11- و من لاط عبده لا حد علیه إنما یعتقه فقط !

( وقال ابن عقیل فی فصوله : فإن کان الوطء فی الدبر فی حق أجنبیة وجب الحد الذی أوجبناه فی اللواط ، وعلى هذا فحده القتل بکل حال ، وإن کان فی مملوکه -أی عبده - فذهب بعض أصحابنا أنه یعتق علیه وأجراه مجرى المثلة الظاهرة ، وهو قول بعض السلف ).

( بدائع الفوائد لابن القیم الجوزیة / ج4 ص908/ ط مکتبة نزار الباز مکة 1416هـ )

 

أقول : کل یوم یأتون بعبد !!


میگوییم حیف شد برده داری برداشته شد چه جنایت بزرگی را در حق پیروان اهل بدعت نمودند .!!!!

 

 

منتظر بخش سوم
استمنا’ و فقهای اهل سنت !!!باشید

سابقه ازدواج با محارم در فتوای بزرگان اهل سنت

بنام خدای رسوا گر ظالمان

در این روزها سلفی های بی دین هر روز رسوایی دیگر بر دامن ناپاک و آلوده خود می افزایند؛ یکی از این فتواهای عجیب و غریب فتوای جهاد النکاح است که بسیاری از فاحشه ها و زناکاران را به سوریه کشاند و با خواندن سوره حمد زنان شوهر دار را به نکاح خود دراورده و یا با گفتن سه تکبیر هر زن و دختر را ملک خویش می‌کنند، در این پست ما ابتدا به سابقه این گونه فتواها در مذاهب اهل سنت اشاره میکنیم و در اخیر نوشتار لینک دانلود فیلم اعترافات مردانی که همسران خودرا به جهاد النکاح فرستاده اند را خواهیم گذاشت.

نزدیکی با محارم

  • 1- کسی که با مادر و دخترش نزدیکی کند حدی بر او نیست :

ابن حزم در کتاب المحلی مینویسد:

ابو حنیفه وقتی حکم به زنا میکند که زن مطروفه باشد (یعنی زن مجانا خود را در اختیار کسی قرار بدهد)

اما اگر مزد و یا اجاره باشد، زنا نیست و حدی در آن جاری نمیشود....

در ادامه مینویسد :

بنا بر این فتوا دیگر هرکسی که خواست در ملاءعام  زنا کند مشکلی ندارد و حدی بر آنها جاری نمیشود چون مقداری پول را مزد و یا اجاره عمل قرار میدهند ،

وی در ادامه مطلب مینویسد اصحاب ابی حنیفه حیله های ارتکاب معاصی را به گنه کاران و پیروان خود یاد میدهند تا جایی که یاد میدهند هرکسی که با مادر و دختر خود نیز عالما و عامدا نکاح ببندد و نزدیکی کند حدی بر او جاری نمیشود


المطروفة :زن بی باکی که از هیچ مردی ابائی ندارد خود رابر همه عرضه میکند و میزبان هر نا محرمی است (از همخوابی با هیچ کسی ابایی ندارد)
و به غیر از شوهرش چشم دارد.

- لا حد على من وطأ أمه أو ابنته!!

( إن أبا حنیفة لم یر الزنا إلا مطارفة* أما لو کان فیه عطاء و استئجار فلیس زنا و لا حد فیه و قال أبو یوسف ومحمد بن الحسن و أبو ثور و أصحابنا و سائر الناس هو زنا وفیه الحد ... ) إلى أن قال ( .... : وعلى هذا لا یشاء زان ولا زانیة أن یزنیا علانیة إلا فعلا وهما فی أمن من الحد بأن یعطیها درهما یستأجرها به، ثم علموهم الحیلة فی وطء الأمهات والبنات بأن یعقدوا معهن نکاحا ثم یطأونهن علانیة آمنین من الحدود، )


أقول : هل سنرى إعلان تأجیر أمهات و أخوات مارکة وهابیة للنکاح مع تخفیضات موسمیة ؟! ربما امسح و اربح !

________________________________________


2- پذیرایی از میهمان

ابن حزم مینویسد

ابن جریج گفته است : خبر داد مرا عطاء بن ابی رباح که گفت :مرد دخترش را به غلامش و فرزندو برادر ش حلال میکرد و همچنین زن دخترش را برای شوهرش حلال مینمود ؛  عطاء میگوید من این کار را دوست ندارم و برای من ثابت نشده است ،اما به تخقیق به من رسیده است که مرد دخترش را برای میهمانش میفرستد مرد دخترش را برای میهمانش میفرستد

ابومحمد گفته است که این نظر و فتوایی در میان فتاوا است و نظر سفیان ثوری نیز میباشد : و مالک (امام مالک رئیس فرقه مالکی اهل سنت ) و اصحابش گفته اند درین مورد  اصلا حدی جاری نمیشود .

 

2- الکرم الوهابی یتجلى فی إرسال ولیدتهم إلى ضیفهم !

 

( قال ابن جریج : واخبرنی عطاء بن أبى رباح قال : کان یفعل یحل الرجل / صفحة 258 / ولیدته لغلامه وابنه وأخیه وتحلها المرأة لزوجها ، قال عطاء : وما أحب أن یفعل وما بلغنی عن ثبت قال : وقد بلغنی أن الرجل کان یرسل بولیدته إلى ضیفه * قال أبو محمد رحمه الله : فهذا قول وبه یقول سفیان الثوری : وقال مالک . وأصحابه لا حد فی ذلک أصلا ... )

( المحلى لابن حزم / ج 11 / ص 257 و 258 / ط دار الفکر بتحقیق أحمد شاکر)

 

أقول : ربما لهذا یحبون زیارة بعضهم البعض کثیراً ... من یدری !!

________________________________________

 

  • 3- نکاح با محارم

خدایا مارا ببخش ...حتی با محارم ...مادران و خواهرانشان !!!!

ابن حزم مینویسد :

علماء در این زمینه اختلاف کرده اند یک طائفه گفته است : کسی که با مادر یا دختر و یا یکی از محارمش ازدواج کند و یا زنا نماید فرقی ندارد همه یکی است و این عقد هیچ اثری ندارد اگر عالم به تحریم و از روی عمد باشد و بر او حد زنا  جاری میشود و فرزند در این نکاح ملحق نمیشود (به پدر)این قولنقل شده است از  حسن، مالک و شافعی، و ابی ثور ؛و ابی یوسف و محمد بن حسن از یاران ابو حنیفه


فتوای مالک :

 

 ( وقد اختلف الناس فی هذا فقالت طائفة : من تزوج أمه أو ابنته أو حریمته أو زنى بواحدة منهن فکل ذلک سواء وهو کله زنا والزواج کلا زواج إذا کان عالما بالتحریم وعلیه حد الزنا کاملا ولا یلحق الولد فی العقد وهو قول الحسن . ومالک . والشافعی . وأبی ثور وأبی یوسف . ومحمد بن الحسن صاحبی أبی حنیفة :

مالک در این مساله بین نزدیکی به عقد و نزدیکی به ملک یمین (کنیز)فرق قائل شده است و گفته است :

در مورد کسی که مالک شود دختر برادر و یا دختر خواهر  ،عمه ، خاله یا همسر پدر و یا همسر فرزند نسبی اش و یا مادر رضاعی یا دختر رضاعی یا و یا خواهر رضاعی را ؛

در حالیکه میدانند نزدیکی با آنها حرام است و نسبت آنها را نیز با خود میداند ولی باز هم با آنها نزدیکی نماید حدی بر او جاری نمیشود و فرزند نیز به او ملحق میشود  (حلال زاده است) اما تنبیه میشود ...


إلا أن مالکا فرق بین الوطء فی ذلک بعقد النکاح وبین الوطء فی بعض ذلک بملک الیمین

فقال : فیمن ملک بنت أخیه . أو بنت أخته . وعمته . وخالته . وامرأة أبیه . وامرأة ابنه بالولادة  وأمه نفسه من الرضاعة . وابنته من الرضاعة . وأخته من الرضاعة

وهو عارف بتحریمهن وعارف بقرابتهن منه ثم وطئهن کلهن عالما بما علیه فی ذلک فان الولد لاحق به ولا حد علیه لکن یعاقب ورأی أن ملک أمه التی ولدته . وابنته وأخته بأنهن حرائر ساعة یملکهن فان وطئهن حد حد الزنا ،

وقال أبو حنیفة

 

لا حد علیه فی ذلک کله ولا حد على من تزوج

أمه التی ولدته  و ابنته  و أخته  و جدته  و عمته  و خالته  و بنت أخیه و بنت أخته ؛ عالما بقرابتهن منه عالما بتحریمهن علیه ووطئهن کلهن فالولد لا حق به والمهر واجب لهن علیه ولیس علیه إلا التعزیر دون الأربعین فقط وهو قول سفیان الثوری ... )

( المحلى لابن حزم / ج 11 / ص 253 / ط دار الفکر بتحقیق أحمد شاکر)

 

فتوای ابو حنیفه

ابو حنیفه میگوید حدی جاری نمیشود بر کسی که ازدواج کند با مادرش که اورا به دنیا او آورده است ؛دختر، خواهر ،مادر بزرگ ،عمه و خاله ،دختر برادر و دختر خواهر ش در حالیکه آگاه به قرابت و نسب آنها و عالم به حرمت ازدواج با محارم هم هست.و با آنها نزدیکی هم بکند ؛فرزند به او ملحق میشود و پرداخت مهریه هم واجب است و تنها باید تعزیر شود آنهم کمتر از چهل ضربه ؛ نظر سفیان سوری نیز همین است .

(تنها چیزی که توجیه گر این گونه فتاوا میباشد همان تصحیح نسب آلوده خودشان است که در جای خودش به آن خواهیم پرداخت)


أقول : و إن کان هناک عقد فکیف یصح هذا العقد أصلاً على الأم أو المحارم ؟! لعل فتواهم هذه لإضفاء الشرعیة على نسب بطلهم المخضرم ، و الله أعلم !

 

________________________________________


4- جواز اجرای خطبه نکاح با زنی که ازدواج با او حرام است !!!!


((هرگاه کسی زنی را که نکاح اش بر او حرام است به عقد خود در بیاورد و با او نزدیکی کند بر او حدی واجب نیست .))به خاطر شبهه نکاح، اسبیحانی گفته است :

این نظریه ابو حنیفه و زفر است ،و أبو یوسف و محمدگفته اند اگر ازدواج کند با کسی که ازدواج با او حرام است  و آگاه به حرمت آن باشد در این مورد شبهه ای نیست و بر او حد جاری میشود اگر نزدیکی نموده باشد و اگر نمیدانسته  حدی بر او نیست ؛ اما آنچه که درست است دیدگاه و نظر ابو حنیفه و زفر  است و بر این دیدگاه نسفی و محبوبی و غیر از ایندو  مشی نموده اند.

 ( اللباب فی شرح الکتاب للشیخ عبد الغنی الغنیمی الدمشقی المیدانی / کتاب الحدود / ج1 / ص540 / ط دار المعرفة )


پناه بر خدا این چه فقهی است ؟ این چه دین و آئین است تفاوت این دیدگاه با نظریات فروید کجاست؟!!!!!!!


4- امرأة لا تحل لک فهل یجوز نکاحها ؟

 

( (ومن تزوج امرأة لا یحل له نکاحها فوطئها لم یجب علیه الحد)، لشبهة العقد، قال الإسبیجانی: وهذا قول أبی حنیفة وزفر، وقال أبو یوسف ومحمد: إذا تزوج محرمة وعلم أنها حرام فلیس ذلک بشبهة وعلیه الحد إذا وطئ، وإن کان لا یعلم فلا حد علیه، والصحیح قول أبی حنیفة وزفر، وعلیه مشى النسفی والمحبوبی وغیرهما، تصحیح. )

 

أقول : أعوذ بالله ، أی فقه وأی دین هذا؟ إنه دین فروید الذی لا یعرف إلا الجنس !

 



5- محیی الدین نووی و ازدواج با محارم

(( فصل ) اگر کسی  زنی را اجاره کرد تا با او زنا نماید و یا با محرمی از محارم خود ازدواج نمود و نزدیکی نمود در حالیکه آگاه به تحریم آن بود حد  بر او واجب میشود چون عقد تاثیری در جواز نزدیکی ندارد پس وجود چنین عقدی با عدمش یکی است .

و اگر یکی از محارم خود را مالک شد و با آنها نزدیکی نمود اینجا دو قول است :

1- حد بر او واجب است چون ملک باعث جواز نزدیکی با محارم  نمیشود در هیچ حال پس حد ساقط نیست.

2- حدی بر او واجب نمیشود ؛که قول صحیح همین است ...


5- محیی الدین النووی ینقل لنا المزید

 

( ( فصل ) وإن استأجر امرأة لیزنی بها فزنى بها أو تزوج ذات رحم محرم فوطئها وهو یعتقد تحریمها وجب علیه الحد لانه لا تأثیر للعقد فی إباحة وطئها فکان وجوده کعدمه ، وإن ملک ذات رحم محرم ووطئها ففیه قولان ( أحدهما ) أنه یجب علیه الحد لان ملکه لا یبیح وطأها بحال فلم یسقط الحد ( والثانى ) أنه لا یجب علیه الحد ، وهو الصحیح ... )

( المجموع - محیى الدین النووی / ج 20 / ص 20 / ط دار الفکر )



6- و هناک المزید !

 

( رجل تزوج امرأة ممن لا یحل له نکاحها فدخل بها لاحد علیه سواء کان عالما بذلک أوغیر عالم فی قول أبى حنیفة رحمه الله تعالى ولکنه یوجع عقوبة إذا کان عالما بذلک )

( المبسوط للسرخسی / ج 9 / ص 85 / ط دار المعرفة 1406 هـ )


6- بازهم ازدواج با محارم از دیگاه ابو حنیفه

( سرخسی در کتاب المبسوط مینویسد :

اگر مردی با زنی که از مخارم اوست ازدواج کند و نزدیکی با او  نماید حدی بر او واجب نمیشود ! چه عالم به تحریم و محرمیت با شد و چه نباشد؛ طبق دیگاه ابو حنیفه  ولکن تنبیه میشود اگر عالم باشد .!!!

 

( حدثنا سلیمان بن شعیب عن أبیه عن محمد عن أبی یوسف عن أبی حنیفة بذلک حدثنا فهد قال ثنا أبو نعیم قال سمعت سفیان یقول فی رجل تزوج محرم منه فدخل بها قال لا حد علیه )

( شرح معانی الآثار - أحمد بن محمد بن سلمة / ج 3 / ص 149 / ط دار الکتب العلمیة الثالثة 1996 )

در روایت بالا که در کتاب شرح معانی الاثار آمده است بعد از ذکر سند میگوید :

ابو نعیم گفت : شنیدم از سفیان که میگوید در باره مردی که با یکی از محارمش ازدواج نموده و نزدیکی هم کرده است ؛ سفیان گفت : حدی بر او نیست.

سوال !ابوحنیفه ای که برای مسلمانان چنین فتاوایی میدهد آیا راضی میشود که با خواهر و مادر خودش این کار را بکند؟؟؟!!

أقول : "هل یرضى أبوحنیفة هذا لأمه أو لأخته حین یجیز ذلک للمسلمین ! أی خسة وانحطاط هذا ؟! ولا تعلیق أکثر."

_________________________________


7- حکم نکاح  همسر  پنجم یا خواهر زن

اکر کسی زن پنجم کرفت و یا با خواهر زن خود ازدواج کرد و نزدیکی هم نمود حدی بر او نیست  طبق فتوای  ابی حنیفه  حتی اگر عالم به مساله هم باشد و فقط تعزیر میشود ...

7- الخامسة أو أخت الزوجة طالهم عطش الوهابیة الجنسی أیضاً

 

( کذلک إذا نکح محارمه أو الخامسة أو اخت امرأته فوطئها لا حد علیه عند أبى حنیفة وان علم بالحرمة وعلیه التعزیر وعندهما والشافعی رحمهم الله تعالى علیه الحد والاصل عند أبى حنیفة علیه الرحمة ان النکاح إذا وجد من الاهل مضافا إلى محل قابل لمقاصد النکاح یمنع وجوب الحد سواء کان حلالا أو حراما وسواء کان التحریم مختلفا فیه أو مجمعا علیه وسواء ظن الحل فادعى الاشتباه أو علم بالحرمة والاصل عندهما ان النکاح إذا کان محرما على التأبید أو کان تحریمه مجمعا علیه یجب الحد وان لم یکن محرما على التأبید أو کان تحریمه مختلفا فیه لا یجب علیه )

( بدائع الصنائع لأبو بکر الکاشانی / ج 7 / ص 35 / ط مکتبة الحبیبیة )



8- نزدیکی با مرده ،  مادر ، خواهر رضاعی

در کتاب شرح کبیر

مساله: و اگر کسی با مرده ای نزدیکی نمود ویا مادر و خواهر رضاعی را مالک شد و با آنها نزدیکی نمود آیا تعزیر میشود ؟!بر دو وجه  است  :

طبق یک دیدگاه اگر با مرده ای نزدیکی نمود حد بر او جاری میشود و این نظر اوزاعی میباشد زیرا وطی در فرج آدمی شبیه وطی زنده است و اینکه این عمل از گناهان بزرگ  است ...زیرا منجر به هتک حرمت میته شده است .

قول دوم این است که حدی بر او جاری نمیشود که قول حسن است  ، ابوبکر (از فقهای اهل سنت) گفته است نظر من نیز همین است  چون نزدیکی با مرده مثل نزدیکی نکردن است ...و کسی به ان اشتهایی ندارد و نفس انسان از این عمل خود داری میکند پس نیازی به حکم شرع نیست تا از آن منع نماید.

و اما کسی مالک مادر و یا خواهر رضاعی خود شد و با آنها نزدیکی نمود ؛ از اصحاب ما قاضی گفته است که بر او حد جاری میشود چون فرجی است که در هیچ حالت حلال نمیشود پس با نزدیکی نمودن حد بر او واجب میشود مانند نزدیکی با پسر؛ اما عده ای از اصحاب ما گفته اند که حدی بر او و اجب نمیشود و این قول اصحاب رأی (ابوحنیفه)و شافعی است ....



 8- الأخت من الرضاع !

 

( ( مسألة ) ( وان وطئ میتة أو ملک امة أو اخته من الرضاع فوطئها فهل یحد أو یعزر ؟ على وجهین ) إذا وطئ میتة فعلیه الحد فی أحد الوجهین وهو قول الاوزاعی لانه وطئ فی فرج آدمیة أشبه وطئ الحیة ولانه اعظم ذنبا واکثر اثما لانه انضم إلى فاحشته هتک حرمة المیتة ( الثانی ) لا حد علیه وهو قول الحسن ، قال ابو بکر وبهذا اقول لان الوطئ فی المیتة کلا وطئ لانه عوض مستهلک ولانها لا یشتهى مثلها وتعافها النفس فلا حاجة إلى تسرع ( شرع ) الزاجر عنها ، واما إذا ملک أمة ( أمه ) أو أخته من الرضاع فوطئها فذکر القاضی عن أصحابنا ان علیه الحد لانه فرج لا یستباح بحال فوجب الحد بالوطئ فیه کفرج الغلام وقال بعض أصحابنا لا حد فیه وهو قول اصحاب الرأی ، الشافعی لانه وطئ فی فرج مملوک له یملک المعاوضة عنه وأخذ صداقه فلم یجب الحد علیه کالوط فی الجاریة المشترکة .... )

( الشرح الکبیر لعبدالرحمن بن قدامه / ج 10 / ص 185 و186 / ط دار إحیاء الکتب العربیة )

مستند جهاد النکاح کلیک کنید

لعن امام علی در هفتاد هزار منبر+سند


 

معاویه و دادن حق السکوت!+سند[228]

انتقال منبر نبوی به شام+سند[175]

قتل عبدالرحمان بن خالد+سند[405]

معاویه و نبش قبور صحابه+سند[523]

آرزوی معاویه در دفن نام رسول+سند[1427]

دیدگاه نوه معاویه درباره وی!+سند[644]

کشتن کودکان هم نام علی +سند[600]

مروانی‌ها و ناسزاگویی به امام علی+سند[565]

معاویه از دیدگاه محمد بن ابی بکر+سند[649]

معاویه از دیدگاه قیس بن سعد+سند[603]

سب امام علی تا زمان عمر بن عبد العزیز+سند[614]

سر بریدن و گردادندن آن+سند[936]

خداى را سپاسگزار باش و عورتت را+سند[1675]

استواری حکومت بنی امیه با سب+سند[1646]

علی (ع) سبب بروز فاجعه در مدینه!+سند[2001]

ورود بر معاویه ورود بر قوم عاد+سند[1548]

قطع گردن و رابطه آن با مدح صحابه!+سند[1576]

مخالفت با حدیث طیر!+سند[1514]

هزار تازیانه ، جزای نقل فضائل حسنین!+سند[1467]

شلاق جزای عدم لعن امام علی+سند[1535]

لعن امام علی توسط بنی امیه+سند[1583]

تهمت ارتداد به امیر المؤمنین!+سند[1423]

تهمت خیانت به امیر المؤمنین!!+سند[1513]

نفرین عایشه بر معاویه و عمرو +سند[1558]

لعن معاویه در قنوت امیرالمومنین"ع"+سند[1698]

لعن معاویه در سیره علوی+سند[1615]

تحریف روایت منزلت !+سند[1393]

لعن امام علی در هفتاد هزار منبر+سند[1330]

همه فهمیدند بجز رسول!!+سند[1775]

معاویه و نهی از نقل حدیث+سند[1742]

دلایل وجوب لعن و کفر معاویه+سند [2033]

معاویه و تجارت شراب !!! +سند[1659]

سزای ناسزا نگفتن به امام علی+سند[1838]

دستور معاویه ، به سبّ امام در مسلم+سند[1581]

اشکال علمای اهل سنت به معاویه+سند[1695]

نقش معاویه در قتل عثمان+سند[1479]

شهادت عمار،سند بطلان معاویه+سند[1604]

حکم قیام ناکثین و قاسطین +سند[1329]

صدور حکم برای معاویه+سند[1350]

معاویه موجود ازلی !!!+سند[1382]

 

معاویه ، بالاتر از حضرت عیسی(ع)!!+سند[1716]

رحمت در لعن معاویه!+سند[1788]

سب امام علی در صحاح+سند[1795]

کشتن شیعیان علی+سند[1596]

مخالفت معاویه با قدر زکات+سند[1274]

سزاوتر دانستن به خلافت از عمر+سند[1259]

معاویه و آیه کنز+سند[1599]

معاویه و نهی از نقل حدیث+سند[1605]

معاویه دروغگو+سند[1583]

پوشیدن لباس ابریشمی+سند[1555]

امر به اکل مال به باطل +سند[1126]

معاویه و آیه کنز+سند[1042]

معاویه لایق تر از عمر+سند[1039]

بی توجهی به معاهدات+سند[1069]

تقیه تمام مردم از معاویه+سند[1185]

معاویه یکی از قاتلین عثمان+سند[2025]

کشتن معاویه و عمرو بن عاص+سند[1620]

کتابت وحی!!؟؟+سند[1416]

معاویه از نسل شجرة ملعونة+سند[2108]

ایراد خطبه بر روی منبر در مکه+سند[1615]

گسترش عدل وداد در زمان معاویه+سند[1799]

پیمان شکنی معاویه+سند[2064]

پیامبر و تعیین خلیفه+سند[1402]

عدم دفاع از معاویه+سند[1431]

قتل عمرو بن حَمِق+سند[1542]

کشتن دوستداران علی+سند[1651]

تصریح بر کفر معاویه+سند[1767]

جلوگیری از گریه بر عایشه+سند[2010]

معاویه امین خدا!+سند[1525]

فضایل دایی جان+سند[1983]

معاویه کاتب وحی+سند[1830]

اجابت نفرین پیامبر +سند[2620]

شباهت ظاهری معاویه+سند[1959]

قتل محمد بن ابى‏ بکر+سند[1534]

معاویه قاتل امام حسن علیه السلام+سند[2244]

نماز جمعه در چهارشنبه+سند[1740]

اسلام معاویه+سند[1896]

رباخواری معاویه+سند[2329]

معاویه و مرگ عایشه+سند[5016]

معاویه و منع نقل حدیث+سند[1784]

 

معاویه و ربا+سند[1816]

دین معاویه در زمان مرگ+سند[1575]

حدیث لا اشبع اللّه بطنه+سند[1972]

عدم اعتماد به معاویه+سند[1206]

الحاق زیاد به ابوسفیان+سند[2225]

خوشحالی از شهادت امام حسن+سند[2062]

معاویه و شهادت امام حسن+سند[1758]

معاویه و قتل امام حسن+سند[1204]

معاویه و لعن حسنین (ع)+سند[2012]

تعیین جانشین+سند[2276]

مغیرة بن شعبه و علی+سند[2656]

معنای اسم "معاویه"+سند[2988]

نسل شجرة ملعونة در قرآن+سند[2901]

معاویه از دیدگاه معن بن یزید+سند[1738]

فقط یک شکم سیر+سند[1299]

معاویه مسلمان نمی میرد+سند[1306]

لعن بر معاویه در قنوت+سند[1730]

چهار صد هزار درهم جایزه جعل حدیث+سند[1333]

ختم مجلس با لعن ابوتراب!+سند[1777]

دیدگاه نوه معاویه درباره وی!+سند[1398]

معاویه ونماز عیدین+سند[1363]

فضایل معاویه+سند[1933]

کتابت وحی معاویه!!+سند[1552]

سنگسار و قتل معاویه+سند[1665]

آرزوی معاویه و دفن نام پیامبر+سند[1625]

امام احمد و علی(ع)+سند[1199]

لعن امیرالمومنین در منابر+سند[1186]

بفرمایید مشروب!+سند[1576]

دیانت معاویه در زمان مرگ+سند[1277]

سنت رسول الله و معاویه+سند[1360]

خال المومنین فقط معاویه؟+سند[1722]

اندر فضایل معاویه!!!+سند[1383]

نسب امیر معاویه+سند[3197]

تعیین غیر شرعی جانشین+سند[1169]

رسوایی های معاویه و ...+سند[1433]

عایشه و نفرین معاویه+سند[1542]

علی را سب کنید+سند[2164]

ناصبی بودن معاویه+سند[2243]

ترور توسط خال المومنین+سند[1278]

چرا به ابو تراب دشنام نمی دهی؟+سند[1346]

 

معاویه و پیامبر و پیامبرى+سند[1161]

معاویه از نظر پیامبر اکرم+سند[1510]

چرا صدای لبّیک دیگر نمی آید؟!+سند[1741]

خلیفه! بر ما ببخشای!+سند[1027]

شرب خمر خال المومنین+سند[1609]

گسترش عدل وداد در زمان معاویه؟!+سند[1337]

حرمت مسجد و منبر+سند [2049]

مواضع سلف صالح در مورد معاویه+سند[2150]

خیانت معاویه در فروش کالا+سند[1193]

 

1 2 3 4 5 ... 32 >>